عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
604
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
برىء من الاسلام ، فان كان كاذبا فقد قال كفرا ، و ان كان صادقا فلن يرجع الى الاسلام سالما » و بدانك استثنا در سوگند شود همچنانك در طلاق شود و در عتاق ، و در نذر و در اقرار . در طلاق چنانست - كه زن خود را گويد - « انت طالق ان شاء اللَّه » به اين استثنا كه در طلاق پيوست طلاق نيفتد . و در عتاق آنست كه بندهء خود را گويد - « انت حرّ ان شاء اللَّه . » آزاد نشود ، و در نذر آنست كه گويد - للَّه على كذا ان شاء اللَّه - اين نذر منعقد نشود ، و در اقرار آنست كه گويد - « لفلان على كذا ان شاء اللَّه » به اين اقرار چيزى به روى لازم نيايد . همچنين اگر سوگند ياد كند در نفى يا در اثبات ، و استثنا در آن پيوندد ، چنانك سخنى يا سكوتى دراز در ميان نيفتد گويد - و اللَّه لأفعلن كذا ان شاء اللَّه - يا گويد - « و اللَّه لا افعل كذا ان شاء اللَّه » عقد سوگند بسته نشود . قال النبى صلّى اللَّه عليه و آله و سلم من حلف على يمين ثم قال ان شاء اللَّه فقد استثنى . ثم قال فى آخر الآية وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ - يؤخر العقوبة عن الكافرين و العصاة ، و الحلم من الناس التثبت و الاناة ، و من اللَّه الامهال . النوبة الثالثة - قوله تعالى : وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً الآية كلام خداوند حكيم ، ياد آن كردگار عظيم ، ما جدى نامدار كريم ، يار هر ضعيف مونس هر لهيف ، مايهء هر درويش ، اميد هر نوميد ، دليل هر گم راه ، درماندگان و عاجزان را نيك پناه ، خداوندى كه از مهربانى و نيك خدايى عطاء خود بر خلق ريزان كرد ، و هر كس را آنچه صلاح و بهينه آن كس ديد آن كرد ، بنگر كه چه كرد از فضل ، و چه نمود از كرم به اين زنان عاجز رنگ ضعيف نهاد ، ملول طبع ، چون دانست كه به نيت ايشان با ضعف است ، و طبع ايشان با ملالت ، و طاقت دوام خدمت ندارند ، و در آن خللها آرند ، ايشان را عذرى پديد كرد ، در بعضى روزگار تا لختى طاعت و گران بارى خدمت ازيشان بيفتاد ، بى اختيار ايشان ، و ايشان را در آن جرمى نه ، باز چون روزگارى برآيد و نشاط بيفزايد ، و آرزوى خدمت و طاعت بريشان تازه شود ، آن عذر بريده گردد ، و خطاب باز متوجه شود . اينت نكو كارى و مهربانى ! اينت